تاب بازی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(حامص.) بازی و تفریح کردن با تاب.مترادفها و واژههای مرتبطآبرک، ارجوحه، بادپیچواژه قبلی: تاب آوردنواژه بعدی: تاب برداشتن