تابان
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
براق، تابنده، تابناک، درخشنده، درخشان، رخشان، رخشنده، روشن، فروزان، لامع، متجلی، مشعشع، مضیء، منیر (متضاد: بینور، تاریک، مستنیر) تاوان، خسارت، غرامت، مغرم
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
براق، تابنده، تابناک، درخشنده، درخشان، رخشان، رخشنده، روشن، فروزان، لامع، متجلی، مشعشع، مضیء، منیر (متضاد: بینور، تاریک، مستنیر) تاوان، خسارت، غرامت، مغرم