تابدار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ص فا.) ۱- تاب خورده، پیچ خورده. ۲- روشن، درخشان.واژه قبلی: تابخانهواژه بعدی: تابدان