تابزن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(زَ) (ص فا. اِمر.) = تاب زننده: سیخ کباب.واژه قبلی: تابدانواژه بعدی: تابستان