تابلقو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تابلقو. [ ] (اِ) چوب آن بمقدار یک گز سطبری بمقدار تازیانه ای باید بی بیخ بنشانند در زمینی که ریگ بوم باشد بگیرد و چون عمارت کنندبزرگتر شود و نیکوتر از بیشه ای باشد و پیوند بر بسیاری از درخت ها که صلب باشد نبایدکردن . (فلاحت نامه ).