تابنده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(بَ دِ) (ص فا.) ۱- تابان، درخشان. ۲- گرما دهنده. ۳- پیچان، در تب و تاب. ۴- ریسنده، ریسمان باف.مترادفها و واژههای مرتبطتابان، درخشان، درخشنده، رخشان، مشعشعحرارتزا، گرمابخشریسنده، نختاب، نخریسواژه قبلی: تابناکواژه بعدی: تابندگی