تابیدن
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(دَ) (مص م.) ۱- پیچیدن، پیچ دادن. ۲- دوری جستن. ۳- تاب آوردن، ایستادگی.
(~.) (مص ل.) ۱- درخشیدن. ۲- گرم شدن.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(دَ) (مص م.) ۱- پیچیدن، پیچ دادن. ۲- دوری جستن. ۳- تاب آوردن، ایستادگی.
(~.) (مص ل.) ۱- درخشیدن. ۲- گرم شدن.