تاتار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تاتار. (اِخ ) دهی است از دهستان ساری سوباسار بخش پلدشت شهرستان ماکو واقع در ٣٤ هزارگزی شمال باختری پلدشت ١٠ هزارگزی شمال ارابه رو قره تپه به ماکو، دره، معتدل سالم با ٢٥ تن سکنه، آب آن از چشمه، محصول آنجا غلات، شغل اهالی زراعت و گله داری صنایع دستی جاجیم بافی، راه مالرو، قشلاق ایل جلالی . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
تاتار. (اِخ ) دهی است از دهستان منجوان بخش خداآفرین شهرستان تبریز در ١٥ هزارگزی جنوب باختری خدا آفرین و ٢٨/٥ هزارگزی جاده ٔ شوسه ٔاهرکلیبر، کوهستانی، گرمسیر مالاریایی دارای ٣٧٠ تن سکنه آب آن از چشمه، محصول آنجا غلات، شغل اهالی زراعت گله داری . راه مالرو در دو محل بفاصله ٢/٥ هزارگزی بنام تاتار بالا و تاتار پائین مشهور و سکنه ٔ تاتار بالا ١٧٥ تن می باشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
تاتار. (اِخ ) محلی است در کنار راه بجنورد بگنبدقابوس بین قلعه ٔ میرو و بدرانلو در ٣٢٧ هزارگزی مشهد.