واژه جو

تاج شدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تاج شدن . [ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) افسر شدن . همچون تاج بر سر قرار گرفتن . مجازاً موجب زیب و زینت شدن . موجب مباهات و افتخار گردیدن : کی شود عز و شرف بر سر تو افسر و تاج تا تو مر علم و ادب را نکنی زین و رکیب . ناصرخسرو.

معنی تاج شدن | واژه جو