تاخت/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اِ.) ۱- دویدن اسب. ۲- دو، دویدن. ۳- حمله کردن، هجوم آوردن. ؛ ~ و تالان تاخت و تاز و غارت.مترادفها و واژههای مرتبطتک، تهاجم، حمله، مسابقه، هجوم، یورش ≠ پاتک، ضدحملهخیز، دویدن، دومبادله، معاوضه، تعویض ≠ معاملهواژه قبلی: تاخواژه بعدی: تاخت زدن