تار و مار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~.) (اِمر.) = تال و مال: پراکنده، از هم پاشیده.مترادفها و واژههای مرتبطقلعوقمع، مغلوب، مقهور، منکوب، منهزمپخشوپلا، پراکنده، متفرق ≠ مجموعتندوخند، ازهمپاشیده، زیروزبرواژه قبلی: تار و تورواژه بعدی: تار و مار شدن