تاراج افکندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تاراج افکندن . [ اَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) به یغما دادن . در معرض غارت و چپاول گذاشتن . ♦ به تاراج فکندن : دانی که دل من که فکنده ست بتاراج آن دو خط مشکین که پدید آمدش از عاج . دقیقی (از لغت فرس اسدی چ اقبال ص ٥٤). رجوع بتاراج شود.