تاراج رفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تاراج رفتن . [ رَ ت َ ] (مص مرکب ) به غارت رفتن . به چپاول رفتن . به چپو رفتن . تاراج شدن . ♦ به تاراج رفتن : تو خاقنی که بتاراج امتحان رفتی ز گرد کوره ٔ وارستگی طلب اکسیر. خاقانی . گل بتاراج رفت و خار بماند گنج برداشتند و مار بماند. (گلستان ). رجوع به تاراج شود.