تاراج شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تاراج شدن . [ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) تاراج رفتن . به غارت رفتن . به چپو رفتن . به چپاول رفتن : یک لحظه بود این یا شبی کز عمر ما تاراج شد ما همچنان لب بر لبی برناگرفته کام را. سعدی . رجوع به تاراج رفتن و تاراج شود.