تاراندن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دَ) (مص م.) ۱- دور کردن. ۲- ترسانیدن.مترادفها و واژههای مرتبطدور کردن، طرد کردن، راندنپراکندن، پراکنده ساختن، متفرق ساختن ≠ مجتمع شدنفراری دادن، گریزاندنواژه قبلی: تارانواژه بعدی: تارانده