واژه جو

تارعنکبوت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تار عنکبوت . [ رِ ع َ ک َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پرده ٔ عنکبوت . بیت عنکبوت . نسج عنکبوت . کارتنک . دهنه . تنیده ٔ عنکبوت . دام عنکبوت . تنسته . کره . کرتینه . ابرکاکیا. ابرکاکیاب . ابرکاکیان . کناغ . رجوع به «تار» و «ابرکاکیا» شود.

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی تارعنکبوت | واژه جو