تارومار شدن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
قلعوقمع شدن، مغلوب شدن، مقهور شدن، منکوب شدن (متضاد: پیروز گشتن، ظفر یافتن) پخشوپلا شدن، پراکنده شدن، متفرق شدن (متضاد: اجتماع کردن)
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
قلعوقمع شدن، مغلوب شدن، مقهور شدن، منکوب شدن (متضاد: پیروز گشتن، ظفر یافتن) پخشوپلا شدن، پراکنده شدن، متفرق شدن (متضاد: اجتماع کردن)