تاری پاس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تاری پاس . (اِخ ) بنابر قول گزنفون جوانی بود که مورد علاقه ٔ «مِنن » سردار یونانی بود:... وقتی که «مِنن » از «آریستیپ » فرماندهی قشون خارجه را گرفت جوانی بود خوشگل و صبیح و زمانی که سر و سرّی با «آری یه ٔ» خارجی داشت، طراوت جوانی را هنوز فاقد نشده بود، و «آری یه » جوانانی را که صباحت منظر داشتند دوست میداشت . خود او هم زمانی که ریش نداشت جوانی داشت «تاری پاس » نام که خارجی بود... (ایران باستان ج ٢ ص ١٠٥٦).