تاری
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(ص نسب.) ۱- تیره، تار.۲ - پلید، ناپاک.
(~.) (ص نسب.) ۱- آبی که از درخت تار حاصل کنند و آن شربتی باشد که نشأه باده در سر آورد. ۲- درخت تار.
(~.) (حامص.) ۱- کژی، نادرستی. ۲- گمراهی.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(ص نسب.) ۱- تیره، تار.۲ - پلید، ناپاک.
(~.) (ص نسب.) ۱- آبی که از درخت تار حاصل کنند و آن شربتی باشد که نشأه باده در سر آورد. ۲- درخت تار.
(~.) (حامص.) ۱- کژی، نادرستی. ۲- گمراهی.