تازباره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تازباره . [ رَ / رِ ] (ص مرکب ) غلام باره : بگرفتمش مهار و شدم بر فراز او چونانکه تازباره شود بر فراز تاز. روحی ولوالجی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تازباره . [ رَ / رِ ] (ص مرکب ) غلام باره : بگرفتمش مهار و شدم بر فراز او چونانکه تازباره شود بر فراز تاز. روحی ولوالجی .