تازنگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تازنگ . [ زَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان میداود (سرگچ ) بخش جانکی گرمسیر شهرستان اهوازکه در ٢٥هزارگزی جنوب خاوری باغ ملک و ٢٥هزارگزی خاوری راه اتومبیل رو هفتگل به رامهرمز واقع است . کوهستانی و معتدل و مالاریائی است و ١٠٠ تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه و چشمه . محصول آنجا غلات، بلوط. شغل اهالی زراعت . راه آن مالرو است . ساکنین از طایفه ٔ بهمئی . دارای معدن گچ . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٦).
تازنگ . [ زَ ] (اِ) پیل پایه است و آن ستونی باشد از گچ و سنگ سازند و بر بالای پایهای طاق گذارند، و به این معنی با زای فارسی و رای قرشت هم آمده است . (برهان )(آنندراج ). پیلپایه . (فرهنگ جهانگیری ) (فرهنگ رشیدی ) (انجمن آرا). ستون کلفت بزرگ که نام دیگرش فیل پایه است . (فرهنگ نظام ). و رجوع به تارنگ و تاژنگ شود.