واژه جو

تازه روحی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تازه روحی . [ زَ / زِ ] (حامص مرکب ) در این شعر سوزنی ظاهراً بمعانی شادجانی، روح را شاد و خوش داشتن، روح را بشاش کردن و سبک روحی آمده است : تدبیر کرای خرِ رهی کن هم با سبکی هم بتازه روحی . سوزنی (دیوان خطی کتابخانه ٔ مؤلف ص ٨٦).

معنی تازه روحی | واژه جو