تازه ساختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تازه ساختن . [ زَ / زِ ت َ ] (مص مرکب ) نو کردن . تجدید کردن : طالب آیین ترنم تازه ساخت چون نسازد، عندلیب آمل است . کلیم (از آنندراج ). و بر این قیاس است تازه ساختن داغ، یعنی تجدید کردن سوگ و غم . رجوع به مجموعه ٔ مترادفات ص ٨٧ شود. ◄ تازه ساختن بنا، عمارت و غیره ؛ آن را به نوی ساختن .