تازه سکه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تازه سکه . [ زَ / زِ س ِک ْ ک َ / ک ِ ] (ص مرکب ) زری که بتازگی سکه زده باشند، و آنرا در هندوستان سکه ٔ عالی خوانند. (آنندراج ). جدیدالضرب . (ناظم الاطباء). نقره یا طلا که تازه سکه زده باشند. مجازاً، نو. تازه : هزار بوسه ازو تازه سکه میخواهد چها که نیست بخاطر گدای خط ترا؟ وحید (از آنندراج ). صد بوسه ٔ نقد تازه سکه خواهم ز لب تو وام کردن . ؟ (از آنندراج ).