تازه نهال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تازه نهال . [ زَ / زِ ن َ ] (اِ مرکب ) نهال تازه . نهال نورسته . تازه گیاه . ◄ مجازاً، مطلق نورسته و جوان . ◄ تازه بدوران رسیده را نیزگفته اند: و چون تو مرا بتازه نهال دولت مغول دعوت کنی از کیاست دور باشد. (ذیل جامع التواریخ رشیدی ).