تازه وارد
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. رِ) [ فا - ع. ] (ص مر.) غریب، ناشناس.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. رِ) [ فا - ع. ] (ص مر.) غریب، ناشناس.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تازه وارد.[ زَ / زِ رِ ] (ص مرکب ) کسی که تازه ورود کرده باشد و بتازگی آمده باشد. (ناظم الاطباء). جدیدالورود.
مترادف و متضاد واژهدان
نورسیده، جدیدالورود ناآشنا، ناوارد کمتجربه، بیاطلاع (متضاد: کهنهکار)
فرهنگ طیفی واژهدان
جدیدالورود، جدیدالاستخدام، استخدام جدید بازدیدکننده، مهمان [مهمانی] مهاجر، کوچکننده مهاجم، عوامل نفوذی، خارجی سال اولی، مبتدی، نوآموز شخص مبارز تازهکیش، شخص تغییریافته نورسیده، نورس، ناشی
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی