تازه وارد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. رِ) [ فا - ع. ] (ص مر.) غریب، ناشناس.مترادفها و واژههای مرتبطنورسیده، جدیدالورودناآشنا، ناواردکمتجربه، بیاطلاع ≠ کهنهکارواژه قبلی: تازه نفسواژه بعدی: تازه کردن