تازه کند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تازه کند. [ زَ ک َ ](اِخ ) دهی از دهستان سراجو بخش مرکزی شهرستان مراغه است که در ٨٥هزارگزی جنوب خاوری مراغه و ٥٠٠گزی جنوب شوسه ٔ مراغه به میانه واقع است . جلگه و معتدل است و ٨٨٥ تن سکنه دارد، شیعه، ترکی . آب آن از رودخانه ٔ چکان . محصول غلات، کشمش، بادام، نخود، کرچک، زردآلو. شغل اهالی زراعت . صنایع دستی آن جاجیم بافی . راه ارابه رو دارد. در دو محل بفاصله ٔ یک هزارگزی بنام تازه کندبالا و تازه کند پائین مشهور است و سکنه ٔ تازه کند پائین ٤٩٥ تن میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٤).
تازه کند. [ زَ ک َ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان ایجرود بخش مرکزی شهرستان زنجان است که در ٤٦هزارگزی جنوب باختری زنجان و یک هزارگزی راه عمومی واقع است . کوهستانی و سردسیر است و ٤٥ تن سکنه دارد، شیعه، ترکی . آب آن از رودخانه ٔ ینگی کند. محصول آنجا غلات، سیب زمینی، پیاز. شغل اهالی زراعت . راه نیمه شوسه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٢).
تازه کند. [ زَ ک َ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان زنجانرود بخش مرکزی شهرستان زنجان است که در ٦٦هزارگزی شمال باختری زنجان، کنار راه تبریز واقعاست . کوهستانی و سردسیر است و ٢٣٤ تن سکنه دارد، شیعه، ترکی . آب آن از زنجان رود. محصول آنجا غلات، برنج .شغل اهالی زراعت، گلیم و جاجیم بافی . کنار راه آهن زنجان - تبریز است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٢).