تاز
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(اِ.) ۱- امرد، مخنث. ۲- فرومایه، سفله. ۳- محبوب، معشوق.
(ص فا.) در ترکیب معنای «تازنده» میدهد: پیشتاز، اسب تاز.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(اِ.) ۱- امرد، مخنث. ۲- فرومایه، سفله. ۳- محبوب، معشوق.
(ص فا.) در ترکیب معنای «تازنده» میدهد: پیشتاز، اسب تاز.