واژه جو

تاسمقت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تاسمقت . [ س ِ ق َ ] (معرب، اِ) ترشی ترنج . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). رجوع به تاسممت و تاسمصت و تاسمفت و حماض و اترج و ترنج شود.

معنی تاسمقت | واژه جو