تاش
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(اِ.) ۱- کک و مک. ۲- ماه گرفتگی.
[ تر. ] (اِ.) ۱- یار، دوست. ۲- در فارسی پسوندی است که در آخر برخی واژهها معنای «هم» میدهد. مانند: خیلتاش = همقطار.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(اِ.) ۱- کک و مک. ۲- ماه گرفتگی.
[ تر. ] (اِ.) ۱- یار، دوست. ۲- در فارسی پسوندی است که در آخر برخی واژهها معنای «هم» میدهد. مانند: خیلتاش = همقطار.