تاور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تاور. [ وَ ] (اِ) بمعنی عرض باشد که در مقابل جوهر است . (برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء). ◄ عارضه و سانحه . (ناظم الاطباء).
تاور. (اِخ ) تور، نام قوم قدیمی است در جوار شبه جزیره ٔ قریم (کریمه ) که منسوب به تورید است . (از قاموس الاعلام ترکی ). قومی به همسایگی سکاها که درقریم امروز مسکن داشتند. رجوع به ایران باستان ج ١ ص ٥٩٨، ٥٩٩، ٦٠٢ («تاورها») و رجوع به تاوریذه شود.
تاور. (اِخ ) فلیکس . خاورشناسی است از مردم چک که در سال ١٩٣٧ م . ظفرنامه ٔ شامی را تصحیح و طبع کرد. رجوع به کتاب از سعدی تا جامی برون ترجمه ٔ علی اصغرحکمت ص ٢٠٤ و ٣٨٨ شود.