تایید
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ) [ ع. ]<BR>۱- (مص م.) نیرو دادن، کمک کردن، توفیق دادن.<BR>۲- (اِمص.) توفیق.<BR>۳- درست دانستن یا مناسب تشخیص دادن سخن یا عملی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ) [ ع. ] ۱- (مص م.) نیرو دادن، کمک کردن، توفیق دادن. ۲- (اِمص.) توفیق. ۳- درست دانستن یا مناسب تشخیص دادن سخن یا عملی.
مترادف و متضاد واژهدان
اثبات، اذعان، تسجیل، تصدیق، تصویب، صحهگذاری، صوابدید، قبول، گواهی مرافقت، همصدایی، (متضاد: تکذیب) استواری، پشتیبانی، ترهیب، تقویت کمک کردن، یاوری، یاریگری، یاری کردن توفیق، عنایت
فرهنگ طیفی واژهدان
رضایت، موافقت، رخصت، اذن، استجابت، مساعدت، تقبل، پذیرش، رغبت، امضا، صحه، نظر موافق پذیرش استدلال
واژگان فارسی سره واژهدان
درست شمردن، درست شماری، پذیرش
پشتیبانی، استوارکردن
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی