تباهکار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~.) (ص فا.) فاسد، گناهکار.مترادفها و واژههای مرتبطبدکار، تبهکار، شریر، فاجر، فاسد، فاسق، بدکردار، ناصالحمفسد ≠ درستکار، صالحواژه قبلی: تباهچهواژه بعدی: تباهی