تباهی شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تباهی شدن .[ ت َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) ضایع شدن . (ناظم الاطباء). ♦ تباهی شدن کشتی ؛ به ساحل مقصود نرسیدن کشتی و این مجاز است . (آنندراج ) : فغان کز موج آبی کشتی بختم تباهی شد متاع چند جمع آورده بودم قوت ماهی شد. طالب آملی (از آنندراج ).