واژه جو

تبتیل

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تبتیل . [ ت َ ] (ع مص ) بریدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ از دنیا بریدن . (زوزنی ). دل از دنیا بریدن . (تاج المصادر بیهقی ) (ترجمان علامه ٔ جرجانی )(آنندراج ). انقطاع از دنیا. (از اقرب الموارد). ◄ گرویدن بخدا. (آنندراج ). گرویدن بخدا و بریدن از ماسوای او. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء).

معنی تبتیل | واژه جو