تبرد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تبرد. [ ت َ ب َرْ رُ ] (ع مص ) خویشتن به آب سرد بشستن . (تاج المصادر بیهقی ) (از زوزنی ). غسل کردن با آب سرد. (تاج العروس ). در آب فرورفتن . (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط) (از تاج العروس ). غسل کردن در آب . ◄ جمع شدن آب در چیزی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
تبرد. [ ت ِ رِ ] (اِخ ) موضعی است . (منتهی الارب ). مصنف تاج العروس «ت » را اصلی دانسته و گوید بعضی هم «ت » را زاید و محل آن را در «برد» دانسته اند، چنانکه خود نیز در آن ماده این کلمه را آورده و افزاید: ولی صاحب لسان «ب » را مقدم داشته است (بترد). رجوع به تاج العروس ج ٢ ص ٢٩٩ و ٣٠٨ شود.