واژه جو

تبسان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تبسان . [ ت َ ] (نف، ق ) تبسنده . ◄ در حال تبسیدن . رجوع به تبسیدن و تفسیدن شود. (یادداشت بخط مؤلف ).

معنی تبسان | واژه جو