تبصیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تبصیر. [ ت َ ] (ع مص ) تبصرة. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بینا کردن . (زوزنی ) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (فرهنگ نظام ).بینا گردانیدن . (آنندراج ). ◄ شناسا کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). شناسانیدن . (آنندراج ). ◄ تعریف و ایضاح کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ روشن گردانیدن . (آنندراج ). ◄ بریدن گوشت از هر بند و جدا کردن آن . ◄ بریدن . ◄ بریدن سر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ بخون اندودن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ عبرت کردن . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ). ◄ به بصره شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ چشم واگشادن سگ بچه . (تاج المصادر بیهقی ).چشم باز کردن سگ بچه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).