تبعق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تبعق . [ ت َ ب َع ْ ع ُ ] (ع مص ) تبعق المزن ؛ سخت فروریختن ابر باران را. ◄ تبعق در کلام ؛ ناگاه بسخن درآمدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ ناگاه فرود آمدن چیزی بر کسی .(صراح اللغة) (آنندراج ). ◄ ریخته شدن آب .(زوزنی ). ◄ دفع کردن شتران نشخوار خود را: تبعقت الابل بجرتها؛ دفع کرد آن را. (از منتهی الارب ). دفع کردن شتران نشخوار خود را. (ناظم الاطباء).