تبعه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ بَ عِ) [ ع. تبعه ] (ص. اِ.) جِ تابع. ۱- پیروان. ۲- اهالی یک مملکت.مترادفها و واژههای مرتبطاهل، تابع، رعیت، شهروندپیروان، تابعانچاکران، نوکران، رعایاواژه قبلی: تبعضواژه بعدی: تبعیت