واژه جو

تبعید کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تبعید کردن . [ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تبعید. نفی بلد کردن . اخراج بلدکردن . کسی را جلای مکان یا وطن فرمودن . ◄ (اصطلاح حقوقی ) نوعی مجازات، چنانکه کسی را بنا بدستور محاکم دادگستری و یا سایر مراجع صلاحیت دار از شهر یا ناحیه ای اخراج کردن و یا شخص محکوم را مجبور ساختن که در محل خاصی در مدت محدودی سکونت اختیار کند.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی تبعید کردن | واژه جو