تبفوز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تبفوز. [ ت َ ] (اِ) مصحف بتفوز و پتفوز. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). مردم و چارپا را پیرامون و گرداگرد دهان ... باشد. (برهان ). بمعنی گرداگرد دهان . مرقوم شده اما بتقدیم باء اصح است . (انجمن آرا) (آنندراج ). پیرامون و گرداگرد دهان آدمی و چارپایان . (ناظم الاطباء). ◄ مرغان را منقار باشد و بجای فا قاف هم بنظر آمده است . (برهان ). منقار مرغان . (ناظم الاطباء). تبفوز؛ منقار مرغ است و در تحفةالاحباب تمفوز آمده . (لسان العجم شعوری ج ١ ورق ٢٧٧ ب ). رجوع به بتفوز شود.