تبق زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تبق زدن . [ ت ُ ب ُ زَ دَ ] (مص مرکب ) خوردن قسمت داخلی مُچ پاها بیکدیگر. ◄ پیچیدن پای از خرده گاه . ◄ صاحب آنندراج بنقل بهار عجم این کلمه را ورم کردن عضوی از اعضای اسب معنی کرده و این شعر را مثال آورد : هر دم بفلک تبق زند بینی تو پهلو همه بر افق زند بینی تو چرم همه پیلها بپایش نرسد چون یابو اگر تبق زند بینی تو. میر الهی همدانی . ◄ تبق زدن زبان، در تداول عامه لکنت زبان .