تب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ) (اِ.) ۱- بالا بودن دمای بدن در اثر بیماری. ۲- مجازاً هیجان، شور و حال.مترادفها و واژههای مرتبطالم، تاب، دردشور وهیجان همگانیواژه قبلی: تاییدنواژه بعدی: تب بر