تتبع/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ تَ بُّ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- در پی رفتن، جستجو کردن. ۲- تحقیق کردن.مترادفها و واژههای مرتبطبررسی، پژوهش، تحقیق، تعمق، تفحص، تلاش، جستجو، کاوش، کنجکاوی، مطالعهواژه قبلی: تتارچهواژه بعدی: تتربو