تتبیع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تتبیع. [ ت َ ] (ع مص ) از پی فرا شدن . (زوزنی ). طلب چیزی کردن ؛ برفتن در پی آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تتبیع. [ ت َ ] (ع مص ) از پی فرا شدن . (زوزنی ). طلب چیزی کردن ؛ برفتن در پی آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).