تجاهد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تجاهد. [ ت َ هَُ ] (ع مص ) بسیار کوشش کردن و قدرت و توانایی را کار بستن . (از قطر المحیط) (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). اجتهاد. (زوزنی ). ◄ تکلیف در مجهود. (قطر المحیط).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تجاهد. [ ت َ هَُ ] (ع مص ) بسیار کوشش کردن و قدرت و توانایی را کار بستن . (از قطر المحیط) (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). اجتهاد. (زوزنی ). ◄ تکلیف در مجهود. (قطر المحیط).