تجاود
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تجاود. [ ت َ وُ ] (ع مص ) تجاود القوم ؛ نگریستن که کدام یک از اینها حجت نیکو دارد. (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تجاود. [ ت َ وُ ] (ع مص ) تجاود القوم ؛ نگریستن که کدام یک از اینها حجت نیکو دارد. (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).