تجبیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ) [ ع. ] (مص م.)<BR>۱- هر چیز شکسته را بستن.<BR>۲- شکسته بندی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ) [ ع. ] (مص م.) ۱- هر چیز شکسته را بستن. ۲- شکسته بندی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تجبیر. [ ت َ ] (ع مص ) شکسته وادربستن . (تاج المصادر بیهقی ). شکسته بستن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بستن شکسته را. (ناظم الاطباء). التیام یافتن استخوان شکسته . (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط). ◄ نیکو کردن حال کسی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نیکو گردانیدن و نیکو حال شدن . (آنندراج ). ◄ توانگر گردانیدن . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ نیکو شدن حال فقیر و مستغنی شدن او پس از تنگدستی . (از قطر المحیط). ◄ جَبَّرَ اﷲُ یُتْمَه . (اقرب الموارد).